|
|
||||
|
رمان هاي استاد كرمي بوسه
باران
صفحه مخصوص " رمان هوا پس است " نوشته استاد سلیمان کرمی
چهار بخش از فصل یک آپدیت شد... لطفا
به لینک فوق وارد شوید
|
گفتگوی مغان ارس با آقای سلیمان کرمی در هشتم آبانماه 1387 مغان ارس : در خصوص آثار جدیدتان و آنهایی که به خوانند گان مغان ارس معرفی نکرده اید توضیح دهید ؟ با تشکر و سپاس فراوان از مدیریت سایت مغان ارس که نهایت همکاری را با این جانب به عمل می آورند.آرزوی توفیق روزافزون و پایداری را برای شما دارم. اما در خصوص سئوال اول شما باید بگویم طبق معمول همیشگی یک رمان را برای چاپ در سال دارم که عنوانش هست ساعت 22 و 10 دقیقه . این کتاب روایتی است از جنگ که عملیاتهای مهم جنگی را بررسی می نماید. در همان حال به تفسیر و تحیلی جنگ و علل پیدایش آن می پردازد. در این رمان که مراحل اخذ مجوز را طی می کند ، به اتفاقات و حوادثات جنگ ایران و عراق پرداخته ام. در ضمن رمان هوا پس است چاپ شده و در حال فروش نسخه های چاپ اول است. البته قبل از هوا پس است ، کتاب یکصد غزل را که حاوی غزل های اینجانب طی سالهای 1354 تا 1385 است چاپ و توزیع شده است. مغان ارس : شما در تبریز ساکن هستید . تبریز با تمام تاریخ و گذشته اش چه تاثیراتی در آثار شما گذاشته است ؟ تبریز را بخاطر عنوان غرورانگیزش و هوای خنک تابستانی اش و صفای مردم دلنشین و مهربانش دوست دارم. همیشه از تبریز و مردمش به نیکی یاد خواهم کرد. مفتخرم که اهل تبریزم ، چون از تاریخش بسیار عبرت ها گرفته ام ، وقتی به تبریز و تاریخش فکر می کنم مالامال از گفتار می شوم ، و وقتی به نقش مردم تبریز در اعتلای فرهنگ دقت می کنم ، احساس می کنم هر که در تبریز است ، باید کاری بکند ... بله ، در همه ی رمان هایم ، احساس تبریزی ام را به نمایش می گذارم . مغان ارس : شما دبیر آموزش و پرورش هستید . لطفا در خصوص معلمی و ارتباط آن با نویسندگی و یا احیانا تاثیرات بخصوصی که در آثارتان می گذارد توضیح فرمایید ؟ اول باید این نکته را توضیح بدهم که دو آرزوی من در زندگی مکمل هم بوده اند ، بدون تحقق یکی از آرزو هایم ، می باید احساس ناکامی می کردم ، و چون به دو آرزوی بر گزیده ی خود رسیده ام ، همیشه احساس کامیابی می کنم . می خواستم معلم بشوم ، شدم . دلم می خواست بنویسم ، نوشتم. هر چند در معلمی و نویسندگی به وسع بضاعت خود عمل کردم ولی راضی ام از این که شغل و ایده ی شریفی داشته ام . باید بگویم هر چه می نویسم ، آن ها را بیشتر در کار معلمی گفته ام و عمل کرده ام . دیدار مداوم با دانش آموزان و مراوده ی هر روزه با آنان دنیایی بزرگی را پیش روی من می گذاشت. من بعد از بازنشستگی ، همه ی دنیای دانش آموزان را احساس می کنم. مغان ارس : به بینندگان مغان ارس که صفحه ویژه شما را مطالعه می فرمایند و عموما از اقصی نقاط عالم هستند چه پیامی دارید ؟ ببینند ولی نگذرند ، دقت کنند و دریابند من نویسنده چه می اندیشم و چه می نویسم . دلم می خواهد تک تک بینندگان صفحه مخصوص من در سایت مغان ارس ، بدون اثر رد نشوند ، می خواهم چیزی به من بیاموزند . آیا کسی هست که از آموختن بی نیاز باشد ؟ آیا ممکن است شخصی طرفدار یادگیری ، بی طمع و بی آز بوده باشد ؟ من انتظار دارم بینندگان بسیار گرامی صفحه ی من ، چیزی به من یاد بدهند . خیلی چیزها هست که هنوز یادنگرفته ام . لطفا این کار را بکنند. مغان ارس : در کتاب " بیست و دو و ده دقیقه " از چه نوع کتاب مشهور دنیا که احیانا در خصوص جبهه و جنگ نگاشته شده است الهام گرفته اید و نهایتا این کتاب کی بدست خوانندگان میرسد ؟ کتاب ساعت بیسا و دو ده دقیقه ، از هر نظر وطنی است ! اصلا روش من در نوشتن رمان ، نوع وطنی است. چه لزومی دارد من هم مثل فلان نویسنده ی مشهور رمان بنویسم ؟ من باید مثل خودم بنویسم . این مهم است که کار کپی گرفتن از آثار بزرگان را انجام نمی دهم. این کتاب تا عید 1388 به دست علاقمندان رمان های من خواهد رسید . مغان ارس : شما آدرس مغان ارس را در آثارتان بعنوان سایت مرجع قرار می دهید ؟ در این خصوص توضیح فرمایید ؟ سایت مغان ارس برای من ، از همه سایت های عالم بهتر است . دلنشین و خودمانی لست . وطنی و آشناست. دردش درد من و شادی هایش شادی های من است. به جای این که از ناپیداها و دور از عقل های وطنی سخن به میان بیاورد ، به سادگی مغان و به وسعت دشت مغان ، گیرا و زیبا می نویسد. مخصوصا ایجاد موسسه آرزو برای التیام دردهای سرطان در دشت مغان بسیار خوشایند است که مغان ارس از متولیان این امر است. مغان ارس : استقبال خوانندگان از آثار ادبی شما و کتابهایتان در چه حد بوده است و شما در خصوص نشر کتابهایتان با چه مشکلاتی روبرو شده اید ؟ راضی ام به همین مقدار رضایت می دهم ، اما اگر بخواهم خیلی فراگیر بشوم و به اصطلاح عالمگیر بشوم ، باید کارستان بکنم ! یعنی آن اثر بزرگ را که قرار است بنویسم ، زودتر بنویسم ! اما آیا شاهکاری خواهم داشت تا عالمگیر بشوم ؟ در هر حال در چنین فکری هستم . راجع به قسمت دوم سئوال شما باید بگویم چندان مشکلی به جز مشکل مالی در این راه نداشته ام که آن را هم با تلاش بیشتر حل می کنم ! البته هدف مهم است . پس ممکن است مشکلات هم داشته باشید. مغان ارس : در خصوص پیشنهاد آقای احد قاسمی مبنب بر تشکیل انجمن اهل قلم دشت مغان نظر شما چیست ؟ بله ، آقای احد قاسمی نویسنده محترم دشت مغانی ، پیشنهاد خوبی کرده اند ، چون انجمن های موصوف واقع در شهرهای بزرگ و پایتخت ، احتمالا ارث پدری عده ای خاص است که شهرستانی ها را به درون آن راهی نیست و این باندهای ادبی کی به ما اجازه ی رشد و تلاش می دهند ؟ بنابراین خودمان باید کاری بکینم. پیشنهاد ها و ایده های آقای قاسمی هم شدنی است و هم زیباست . مغان ارس : مشکلات بر سر راه چاپ و توزیع کتابهایتان و اطلاع رسانی بموقع را توضیح دهید ؟ مشکل کتاب در کشور ما ، مشکل چاپ و توزیع و این حرف ها نیست. برای خلق کتاب زمینه ی بسیار وسیعی گسترده است . اما یک مشکل بسیار بزرگ در راه بوجود آوردن کتاب موجود است و آن مسئاله باندهای سود طلب حوزه ی کتاب است. امروزه ناشر ها بیشتر کتاب هایی را نشر می دهند که سود داشته باشد . کتاب سازها و پرسه زنان حوزه ی کتاب های آموزشی و فانتزی از قبیل چگونه لاغر شوم ؟ چرا زن های فرانسوی لاغرترند ؟ چگونه ثروتمند شویم ؟ نخواهند گذاشت کتاب های جدی نویسندگان نو قلم جای پایی در بازار نشر پیدا کنند. در کشور ما بیشتر نویسندگان نامدار و برخی فانتزی نویسان عاشقانه پیشه ، چندان مشکلی ندارند ، مشکل فقط مال نو قلم هاست. و این ها باید تلاش کنند میدانی برای خود پیدا کنند. مغان ارس : به نویسندگان جوان و آنهایی که می خواهند در آینده کتابهایی تقدیم دنیای ادبیات بنمایند چه توصیه هایی دارید ؟ این ها باید بدانند وقتی قدم در این وادی می گذارند ، هزاران مشکل خواهند داشت . اما برای رفع تمامی مشکل ها ، باید عشق این کار را داشته و توقع مالی از آن را نداشته باشند. بیشتر بخوانند و کم تر به فکر چاپ باشند ، هرچه بخوانند کم است ، هرچه بنویسند خام است. باید همیشه بخوانند که خواننده باشند و فقط یک بار بخواهند نویسنده باشند. در هر حال راه باز است ...
|
|
||
| در صورت تمايل مغان ارس را صفحه اصلي خود قرار بدهيد | ||||