بررسي اثر خشكسالي در كشاورزي منطقه پارس آباد مغان
دكتر سعيد جهانبخش (1) عضو هيات علمي و دانشيار گروه جغرافياي طبيعي دانشگاه تبريز پروين هوشياري (2) دانشجوي دوره كارشناسي ارشد كليماتولوژي دانشگاه تبريز
خشكسالي همواره بعنوان يكي از پديده هاي اقليمي زيانبار مطرح بوده است . در اين مطالعه منطقه پارس آباد مغان كه يكي از قطب هاي مهم كشاورزي كشور محسوب ميشود با داشتن شرايط خاص اقليمي از نظر بروز پديده خشكسالي و آثار ناشي از آن در كاهش محصولات كشاورزي مورد بررسي قرار گرفته است . در اين پژوهش به منظور بررسي پديده خشكسالي وتعيين شدت و فركانس وقوع و اثرات آن بر روي محصولات كشاورزي منطقه مورد مطالعه از روش SPI استفاده شده است . نتايج حاصل از ارزيابيها نشان دهنده تاثير پذيري محصولات كشاورزي و حساسيت آنها در قبال كمبود بارندگي و رطوبت خاك و تغييرات دمايي ميباشد بطوريكه وقوع پديده خشكسالي در بعضي از سالها محصولات كشاورزي منطقه مورد مطالعه را با خسارات جبران ناپذيري مواجه مي سازد .
كلمات كليدي : خشكسالي – كشاورزي – اقليم – SPI – پارس آباد مغان
مقدمه:
خشكسالي همواره بعنوان يكي از پديده هاي اقليمي زيانبار مطرح بوده و از نظر ميزان خساراتي كه در شرايط اقتصادي و كمبودهاي معيشتي در كشورهاي جهان ايجاد مي كند جزو يكي از بلاياي طبيعي محسوب مي شود. پديده خشكسالي ماهيتي اقليمي داشته و عمدتاٌ از ناهنجاريها و بي نظمي هاي ايجاد شده در بارش مناطق بوجود مي آيد. اين پديده كه در بسياري از مناطق خشك و نيمه خشك با شدت و فركانس هاي زيادتر و حتي در بعضي مناطق نسبتاٌ مرطوب نيز هراز چندگاهي نمود پيدا مي كند اكثر مناطق كشور ايران را نيز تحت تاثير قرار داده و آثار زيانبار محيطي و خسارتهاي فراواني را در فعاليتهاي كشاورزي، صنعتي و... برجاي مي گذارد. خشكسالي داراي انواع مختلفي ازجمله خشكسالي آب و هوايي، هيدرولوژيكي كشاورزي، و اقتصادي مي باشد كه در بين آنها خشكسالي آب و هوايي بعنوان آغازگر و خاتمه دهنده ساير خشكساليها از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و بر اساس درجه خشكي و طول دوره خشكي تعريف مي شود. در اين مطالعه به منظور بررسي وضعيت خشكسالي منطقه پارس آباد مغان با استفاده از آمارهاي 40 ساله (2000-1961) و با بكارگيري روش SPI اقدام به تعيين شدت و مدت خشكسالي در منطقه مذكور گرديده است. سپس بر اساس جدول مك كي و همكاران طبقه بندي شدت خشكسالي هاي فصلي و سالانه براي منطقه انجام شده است. در نهايت با طبقه بندي ميزان تداوم، پايان و شدت خشكسالي تجزيه و تحليل فصلي و سالانه خشكسالي ها بعمل آمده است
موقعيت جغرافيايي و وضعيت آب و هوائي منطقه مورد مطالعه
پارس آباد مغان در ناحيه شمال شرق استان اردبيل و با طول جغرافياي /1/48 و عرض جغرافيايي39/39 شمالي و در ارتفاع 44 از سطح آبهاي آزاد واقع شده است. و قسمت مهمي از جلگه مغان را تشكيل مي دهد. اين منطقه از طرف شمال و شرق به جمهوري آذربايجان و از جنوب به شهرستان هاي بيله سوار و گرمي و از طرف مغرب به شهرستان كليبر محدود مي شود و داراي آب و هوايي نيمه خشك و معتدل با تابستانهاي بسيار گرم و زمستانهاي معتدل است.
روي هم رفته خاكهاي جلگه مغان عموماٌ جهت كشت كليه محصولات كشاورزي به جز آنهائيكه در برابر نمك و سرمازدگي حساس هستند. مناسب مي باشد كه مرهون رودهايي چون ارس در شمال و بالهاري در مشرق و رود قره سو در مغرب آن است. با استفاده از آب سدميل مغان كه بر روي رودخانه ارس احداث شده است قسمت اعظم آبياري جلگه مغان تامين مي شود.
منطقه پارس آباد مغان از نظر كشاورزي اهميت فوق العاده اي داشته و وقوع خشكساليها مي توانند خسارت جبران ناپذيري بر توليدات كشاورزي آن وارد كنند بويژه آنكه اين منطقه در بين مناطق استان اردبيل داراي آب و هواي خشك تر و گرمتر مي باشد و به دليل ارتفاع كمتري كه دارد، حداكثر مطق درجه حرارت استان در اين منطقه مشاهده مي شود. با توجه به مطالب فوق پديدة خشكسالي مي تواند شرايط تعيين كننده اي بر محصولات منطقه مورد مطالعه داشته باشد.
هدف تحقيق:
با توجه به اهميت آب در امر كشاورزي از يك طرف و تاثير منفي پديده خشكسالي از طرف ديگر كه با ايجاد استرس آبي براي گياهان و نيز از ازدياد آفات كشاورزي، زياد شدن گياهان هرز مزارع و متضرر كردن زراعت هاي ديمي منطقه و زراعت هاي آبي (مشروب از آبهاي سطحي و زيرزميني)
در نهايت منجر به كاهش محصولات كشاورزي چه از نظر كمي و چه كيفي مي شود، در اين تحقيق اقدام به تعيين شدت و فراواني خشكسالي در منطقه پارس آباد مغان در طول دوره آماري 40 ساله
(2000-1961) گرديد و بدين منظور روش SPI مورد استفاده قرار گرفت و در نهايت راهكارهايي نيز براي مقابله و كاهش اثرات خشكساليها در منطقه پيشنهاد شده است. بديهي است اثرات خشكسالي نه تنها بر توليدات كشاورزي، بلكه همزمان روي تمام اكوسيستم هاي گياهي و جانوري نيز تأثير مي گذارد. به همين دليل تعيين شاخص هاي اين پديده به منظور مقابله با اثرات مخرب آن در راستاي توسعه پايدار يك اجتماع ضروري مي باشد.
بيان مسئله:
خشكسالي فرايندي است كه معلول تغييرات آب و هوايي بوده و نوسانات ريزشهاي جوي همواره نقش مهمي در پديد آمدن آن داشته است. طبق تعريف كمبود ريزشهاي جوي مورد انتظار در يك سال نسبت به ميزان متوسط بارندگي در يك منطقه را خشكسالي مي گويند كه در هر نوع اقليمي اعم از خشك تا مرطوب حاره قابل رويت مي باشد. پديده خشكسالي با خشكي تفاوت دارد چرا كه خشكي صرفاٌ محدود به مناطقي با بارندگي اندك بده و حالتي دائمي از اقليم مي باشد. افزايش بيش از حد ميانگين بارش باعث تر سالي و كمبود كمتر از متوسط بارش مورد نياز يكسال نسبت به قبل باعث خشكسالي مي شود. اين نوسانات بر حيات بشر و ديگر جانوران تاثير مي گذارد و زماني ابعاد وسيعتري ميگيرد كه داراي ابعاد اقتصادي و اجتماعي باشد (رساله قويدل، سال 81، ص 11) كه واقع شدن منطقه مورد مطالعه (پاس آباد مغان) در محدوده اقليمي نيمه خشك از يك طرف و اهميت كشاورزي آن از طرف ديگر تاثير كاهش نزولات جوي و خشكسالي را بر روي محصولات كشاروزي آن بيشتر نشان مي دهد.
پيشينه تحقيق:
ادبيات مربوط به خشكسالي متنوع است كه برخي به خشكسالي آب و هوايي، برخي به هيدرولوژيكي و نيز برخي به كشاورزي تأكيد كرده اند درايران ادبيات مربوط به وقايع جوي شديد و خشكسالي به صورت امروزي سابقه اي اندك دارد. كتاب پيرامون آب و هواي باستاني فلات ايران توسط محمد تقي سياهپوش در سال 1352 نمونه اي از اين تلاش هاست كه در اين منبع در خصوص خشكساليها و تر ساليها سخن رفت است. در سالهاي اخير تلاش هايي به صورت تدوين كتاب همچون خشكسالي و راههاي مقابله با آن از دكتر كردواني در سال 1380 و مقاله و پايان نامه هايي در خصوص بررسي آماري وقايع جوي و خشكساليها انجام گرفته كه مي توان به مقالات دكتر گنجي حسن (1335) مقاله سيدان (1371) و امين عليزاده (1370) در مجله نيوار، رساله كارشناسي ارشد دين پروژه (1371) در مورد بررسي خشكساليهاي زراعي آذربايجان و رساله دكتري فرج زاده (1374) در مورد بررسي آماري خشكساليهاي ايران و نيز رساله قويدل (381) در مورد تجزيه و تحليل نوسانات بارش و محاسبه دوره هاي مرطوب و خشك در آذربايجان شرقي و رساله دكتري فرامرز خوش اخلاق (1377) در مورد تحقيق در خشكساليهاي فراگير ايران با تحليل سينوپتيكي و رساله خلخالي (1383) در مورد خشكسالي حوضه آجي چاي و رساله محمود عابدپور (1383) در مورد پايش خشكسالي حوضه مركزي درياچه خزر اشاره كرد.
موارد و روش تحقيق:
در اين مطالعه داده هاي بارش 40 ساله ايستگاه پارس آباد مغان از سالهاي 2000-1961 انتخاب گرديده و براي تفكيك دوره هاي خشك از مرطوب در مقاطع زماني (ماهانه – فصل – سالانه) از روش SPI (شاخص بارش استاندارد)استفاده شده است رابطه شماره 1
ميانگين بارش بلند مدت ايستگاه – بارش سال مفروض = SPI
انحراف معيار
و سپس با استفاده از شاخص بارش استاندارد شده (SPI) اقدام به تحليل و طبقه بندي شدت و مدت خشكساليها گرديده و بعد از تعيين مقادير SPI فصلي و سالانه اقدام به طبقه بندي شدت خشكسالي (بر اساس جدول مك كي و همكاران) به سه گروه ملايم. متوسط و شديد گرديده و نيز طبقه بندي ميزان تداوم خشكسالي به تجزيه و تحليل فصلي و سالانه خشكساليها پرداخته شده است.
ويژگيهاي فضايي و زماني خشكسالي:
1- آغاز و خاتمه خشكسالي: زمان آغاز خشكسالي، زماني است كه ذخيره رطوبتي چه در محيط خاك (خشكسالي كشاورزي) و چه در مخازن آبي (خشكسالي هيدرولوژيك) خاتمه يافته باشد و انتهاي خشكسالي در امر كشاورزي زماني است كه نزول باران، رطوبت مورد نياز خاك را تأمين كند و در هيدرولوژي زماني كه جريان رودخانه مجدداٌ برقرار شود پايان خشكسالي مي باشد. 2- تداوم خشكسالي: زمان آغاز تا پايان خشكسالي كه بعنوان دوره تداوم خشكسالي خوانده مي شود و مقياس زماني آن مي تواند از روز و ماه تا سالها تفاوت نمايد. 3- شدت خشكسالي: هر قدر ميزان كمبود بارندگي نسبت به شرايط ميانگين كمتر باشد به همان اندازه ميزان تاثير خشكسالي بيشتر نمود عيني پيدا مي كند بعلاوه ميزان استمرار حالت خشكسالي در يك منطقه نيز گوياي شدت خشكسالي در همان منطقه است. 4- فراواني خشكسالي: فراواني از ويژگيهاي مهم خشكسالي براي هر منطقهاي محسوب مي شود و مي تواند در مقياس هاي مختلف زماني (ماهانه – فصلي و سالانه) محاسبه شود. 5-وسعت منطقه اي خشكسالي: رخداد خشكسالي مي تواند در منطقه اي با وسعت قابل توجهي اتفاق بيفتد. ولي امكان دارد شدت و دوره تداوم آن در سراسر منطقه يكسان نباشد. 6- دوره تناوبي رخداد خشكسالي: بررسي هاي مربوط به احتمال تكرار خشكساليها و ساير پديدههاي طبيعي به صورت رخدادهاي منظم، بخش زيادي از تحقيقات را با خود اختصاص داده است. از جمله در رابطه با ارتباط رخدادهاي آب و هوايي با دوره 11 ساله لكه هاي خورشيدي (بران ورادير، 1985) در رابطه با تناوب رخدادهاي خشكسالي، برخي از محققين به دوره 22 ساله يا چرخههايي 10 پي برده اند (بلم و مولي 1981).
چرخه دوره اي 44 ساله اي نيز به وسيله سانسون (1954) براي تغييرات بارندگي در فرانسه براي منطقه مديترانه اي عنوان شده و برخي به دوره تناوبي بيشتري نيز اشاره كرده اند. علاوه بر كلفهاي خورشيدي مطالعاتي نيز در رابطه با ارتباط رخداد خشكسالي با سيستم هاي گردش عمومي جو و عوامل تأثير گذار بر آن و همچنين با پديدة ال نينو يا دماي سطح دريا، ارتباط بين اقيانوس ها و خشكيها و... انجام شده است (لاكود 1988) طبقه بندي شدت خشكسالي بر اساس نمايه SPI در جدول شماره 1 نشان داده شده است.
بحث و نتايج
خشكساليهاي ماهانه براي دوره مطالعه (2000-1961 ) منطقه پارس آباد مغان در شكل شماره 1، خشكساليهاي فصلي در شكل شماره 2 و خشكساليهاي سالانه در شكل شماره 3 نشان داده شده اند. ويژگيهاي بارش منطقه پارس آباد مغان در جدول 2 و دوره هاي شروع، پايان، شدت، تداوم و تعداد وقوع خشكساليهاي منطقه براي سالهاي مورد مطالعه در جدول شماره 3 و وضعيتهاي فوق براي دورههاي فصلي در جداول شماره 4 و 5 نشان داده شده اند. نتايج حاصل از بررسي اشكال و جداول فوق را به صورت زير مي توان خلاصه كرد.
الف – خشكساليهاي سالانه: مطابق جدول 2 طي دوره آماري (2000-1961) متوسط بارش سالانه منطقه 8/296 ميلي متر و انحراف معيار آن 9/82ميلي متر مي باشد. كمترين بارش سالانه منطقه 6/66 ميلي متر و بيشتر آن 449 ميلي متر به ترتيب مربوط به سالهاي 1970 و 1978 مي باشند.
مطابق جدول 3 و نمودار 3 طي دوره آماري مورد مطالعه در منطقه پارس آباد مغان 16 مورد خشكسالي رخ داده است كه از انواع ملايم و متوسط و شديد بوده و بيشترين آنها به تعداد 10 مورد از نوع ملايم است. در مجموع 5 مورد خشكسالي متوسط و دو مورد خشكسالي شديد نيز ديده مي شود. به لحاظ تداوم دوازده مورد خشكسالي يكساله و سه مورد خشكسالي دو ساله و يك مورد خشكسالي سه ساله رخ داده است.
ب- خشكسالي فصل زمستان : مطابق جدول 2 ميانگين بارش فصل زمستان منطقه بعد از بارش فصل بهار و پائيز حائز اهميت است و انحراف معيار فصل زمستان نسبت به فصول بهار و پاييز كمتر است يعني نسبت به اين دو فصل نسبت به ميانگين انحراف كمتري دارد. بيشترين بارش فصل زمستان به ميزان 10/148 ميلي متر و كمترين آن به ميزان 60/20 ميلي متر به ترتيب مربوط 1977 و 1970 مي باشند و ضريب تغيير پذيري فصل زمستان نسبت به ساير فصول كمتر است كه بي معني ثبات و نظم بارش اين فصل نسبت به ساير فصول مي باشد.
مطابق جدول 4 و نمودار 2 در اين فصل در منطقه مورد مطالعه 11 مورد خشكسالي اتفاق افتاده است كه شديدترين آنها با مقدار SPI معادل 61/1- در فصل زمستان سال 1970 رخ داده است. در كل خشكساليهاي از نوع ملايم و متوسط و شديد مي باشند. بيشترين فراواني وقوع مربوط به نوع خشكسالي ملايم بوده و از نظر تداوم نيز در اين فصل دو بار تداوم سه ساله، هفت بار تداوم يكساله، يكبار تداوم دو ساله و يكبار هم تداوم هفت ساله وجود داشته است.
ج- خشكسالي فصل بهار : مطابق جدول 2 در منطقه پارس آباد مغان بارش فصل بهار از ديگر فصول بيشتر است و مقدار آن 44 ميلي متر از معيار ميانگين انحراف دارد و كمترين بارش فصل بهار 70/15 ميلي متر و بيشترين بارش آن 219 ميلي متر به تريتب مربوط به سالهاي 1989 و 1978 مي باشند ضريب تغيير پذيري بارش فصل بهار نسبت به زمستان بي نظمي بيشتري نشان مي دهد.
در طول دوره آماري در اين فصل با توجه به جدول 4 و نمودار 2 در منطقه 18 مورد خشكسالي با انواع ملايم، متوسط و شديد رخ داده است كه بيشترين فراواني مربوط به خشكسالي از نوع ملايم به تعداد 12 مورد ميب اشد. شديدترين خشكسالي فصل بهار در سال 1989 با SPI معادل 56/1- ميباشد. در اين فصل از نظر تداوم نيز دو مورد تداومي دو ساله، يك مورد تداومي سه ساله و پانزده مورد هم تداومي يكساله رخ داده است
د- خشكسالي فصل تابستان: مطابق جدول 2 در اين فصل منطقه پارس آباد مغان كمترين بارش را دارد و نسبت به فصول ديگر انحراف معيار كمتري را نشان مي دهد. بيشترين بارش اين فصل به ميزان 165 ميلي متر و كمترين آن 600/0 ميلي متر به ترتيب مربوط به تابستان سالهاي 1995 و 1970 مي باشد. ضريب تغيير پذيري اين فصل نسبت به ساير فصول بيشتر است كه نشان از بي ثباتي بارش فصل تابستان نسبت به ديگر فصول دارد. در اين فصل در طول دوره آماري مطابق جدول 5 و نمودار 2 در منطقه 12 مورد خشكسالي با انواع ملايم و متوسط رخ داده است. بيشترين فراواني مربوط به خشكسالي از نوع ملايم مي باشند.
از نظر تداوم نيز يك مورد تداومي هفت ساله، سه مورد تداومي دو ساله، يك مورد تداوم چهار ساله و هفت مورد هم تدامي يكساله وجود دارد و هيچگاه تدامي بيش از هفت سال در اين فصل رخ نداده است.
ه- خشكسالي فصل پاييز: در طول دوره آماري مطابق جدول 2 در فصل پاييز ميانگين بارش منطقه بعد از فصل بهار در رتبه دوم قرار داشته است و كمترين مقدار بارش فصل پاييز 40/21 ميلي متر و بيشترين آن 150 ميلي متر مي باشد كه به ترتيب مربوط به فصول پاييز سالهاي 1997 و 1987 مي شود
مطابق جدول 5 و نمودار 2 در طول دوره آماري در منطقه پارس آباد مغان در فصل پاييز 15 مورد خشكسالي از نوع ملايم، متوسط و شديد رخ داده است. شديدترين خشكسالي در سال 1997 با SPI معادل 60/1- رخ داده است.
از نظر تداوم خشكساليها هيچگاه تداومي بيش از 5 سال نداشته اند به طوري كه دوازده مورد تداومي يكساله، يك مورد تداوم پنج ساله، يك مورد تداوم سه ساله و يك مورد هم تداومي دو ساله اتفاق افتاده است.
با توجه به نتايج حاصل از تجزيه و تحليل فاكتور بارش در طول دوره آماري (2000-1991) در منطقه پارس آباد مغان، وقوع خشكساليهاي سالانه و فصلي خسارت جبران ناپذيري بر اقتصاد و كشاورزي منطقه داشته است. با توجه به اينكه در فصولي مانند بهار و پاييز نياز آبي محصولات كشاورزي منطقه بيشتر است، وقوع خشكساليها بويژه در اين دو فصل اثرات زيانباري بر روي محصولاتي چون گندم و جو و عدس و غيره خصوصا براي زراعت هاي ديمي خواهد داشت. وقوع پديده خشكسالي در طول دوره رويش گياه با توجه به حساس بودن زراعت ديم به خشكسالي اثر مستقيم و فوري روي زراعتهاي ديمي بر جاي مي گذارد. همچنين در مزارع و باغهايي كه با آبهاي سطحي آبياري ميشوند نيز اثر مستقيم خشكسالي مشهود بوده و محصولاتي چون خيار و برنج كه با داشتن نياز آبي بيشتر حساسيت زيادتري به كمبود آب نشان مي دهند، استرس آبي بيشتري را متحمل مي شوند. به طور كلي در مناطقي با اقليم گرم و خشك آفات گياهي نيز زياد بوده و بر اثر خشكسالي جمعيت آن ها زيادتر و زيانبخش تر مي شوند.
از طرفي در مواقع وقوع پديده خشكسالي چون زراعت به اندازه كافي آبياري نمي شوند لذا از رشد بازمانده و گياهان هرز مقاوم به خشكي افزايش پيدا مي كنند. مجموعه مواردي كه در فوق بدانها اشاره شد باعث كاهش كميت و كيفيت محصولات كشاورزي منطقه مورد مطالعه گرديده و خسارات زيادي را به اقتصاد كشاورزي منطقه وارد مي كنند.
اقدامات موثر براي مقابله با خشكسالي:
1- پيش بيني هواشناسي و به كارگيري تمامي روشهاي هشدار دهنده به مردم از طريق رسانه هاي جمعي. 2- با انتخاب بهينه و تغيير كاربري اراضي، اصلاح سيستم تناوب كشت، انتخاب مناسب واريته هاي گياهي، احياء اراضي نظير كاشت درختان، جنگل كاري، ايجاد فضاي سبز، نرم و سست كردن خاك، كنترل آبهاي زير زميني و سطحي، پرورش و تكثير گياهان مقاوم به خشكي مي توان خسارات ناشي از خشكسالي بالقوه را كاهش داد. 3- سرمايه گذاري در منابع آب و خاك با توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي منطقه صورت گيرد و برنامه ريزي مدون در اين زمينه اجرا شود و استفاده بهينه از آب به مردم توصيه گردد. 4- اقدامات لازم در جهت افزايش بازدهي آب و كاهش خسارت ناشي از پديده خشكسالي انجام گيرد، مانند احداث سدهاي ذخيره اي و انتقال آب از يك منطقه به منطقه اي ديگر، اصلاح روشهاي آبياري و به كارگيري آبياري باراني، يكپارچه كردن اراضي براي جلوگيري از هدر رفتن آب، مهار سيلاب ها، انتخاب محل مناسب براي ديمكاري و مجهز كردن باغ ها و مزارع به سيستم آبياري باراني و... 5- همكاري و هماهنگي بين سازمان هاي دولتي، شركت ها و مزارع و افراد و حتي همكاريهاي بينالمللي و استفاده از متخصنين امر براي حل مشكلات ناشي از وقوع پديده خشكسالي.
جدول های بکار گرفته شده در این بخش گنجانده نشده است.(مغان ارس)
منابع
1- ايكاني، وحيد، خوش اخلاق، فرامرز، بهار 82، سازكارها، گونه ها و روش هاي سنجش خشسكالي، خشكي و خشكسالي كشاورزي، شماره 7. 2- خوش اخلاق، فرامرز، 1377، تحقيق در خشكساليهاي فراگير ايران با تحليل سينوپتيكي، دكتر زاهدي، مجيد، دانشگاه تبريز، گروه جغرافياي طبيعي . 3- خلخالي، معصومه، 1383، بررسي و تحليل خشكسالي اقليمي حوضه آبريز آجي چاي، دكتر جهانبخش، سعيد، دانشگاه تبريز، گروه جغرافياي طبيعي.4- سعيد آبادي، رشيد، 1374، مطالعه هيدرواقليم حوضه شرقي ارس (دشت مغان)، دكتر جهانبخش،سعيد، دانشگاه تبريز ، گروه جغرافياي طبيعي. 5- سلامت، عليرضا، آل ياسين، محمدرضا، راهنماي مقابله با خشكسالي، چاپ اول، 1380، ناشر كميته ملي آبياري و زهشكي ايران. 6- عابدپور، محمود، 1383 پايش خشكسالي حوضه مركزي خزر، دكتر جهانبخش، سعيد، دانشگاه تبريز ، گروه جغرافياي طبيعي. 7- قويدل، يوسف، 1381، تجزيه و تحليل نوسانات بارش و محاسبه دوره هاي مرطوب و خشك آذربايجان شرقي، دكتر جهانبش، سعيد، دانشگاه تبريز، گروه جغرافياي طبيعي 8- كردواني، پرويز، خشكسالي و راههاي مقابله با آن در ايران، چاپ اول، 1380، انتشارات دانشگاه تهران.
این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.
Consideration of Drought in the Agriculture of the Pars Abad Mogan Region Dr.saeed jahanbakhsh, Professor, Dept of Physical Geography,Tabriz University Parvin Hushyari, Master Coerce Student of Climatology, Tabriz University Droughtis considered as a climatic damaging phenomenon . In this study the influence of drought on the agriculture condictions of the Pars Abad Mogan region , that is one of the important agricultural centers of the country , was inspected. The SPI model was used for determination of intensity and frequency of drought . The results obtained show that the agricultural productions of the study region are very sensitive against the rainfall inadequacy , soil moisture and heat variations . Occurrence of drought in som years facing the area with irreparable conditions .
Keywords : drought , agricalture , climatology , SPI , pars abad
ایمیل خانم هوشیاری :
این آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.